دختري يا پسر؟بدو بيا...
 
قالب وبلاگ
مي روم شايد فراموشت كنممن پذيرفتم شكست خويش را

پندهاي عقل دور انديش را

من پذيرفتم كه عشق افسانه است

اين دل درد آشنا ديوانه است

مي روم شايد فراموشت كنم

با فراموشي هم آغوشت كنم

مي روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب ديدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما مي روي

آرزو دارم ولي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

تلخي برخوردهاي سرد را
[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 14:9 ] [ رضا ] [ ]

خالی می شود…!


دلش یک گوش می خواهد که فقط برایش حرف بزند….غُر بزند…


دلش می خواهد….زیر دوش آب ریز ریز برای خودش اشک بریزد…


دلش می خواهد….زیر باران ساعت ها قدم بزند و خیس شود…


دلش می خواهد….برود….ولی نرسد….!!


دلش می خواهد….فقط به صدای باران گوش دهد…


دلش می خواهد….ساعت ها بخار دهانش را نگاه کند…


دلش می خواهد….چشمانش را ببندد….به هیچ چیز فکر نکند..


دلش می خواهد….خودش را لوس کند…!


دلش یک آغوش اَمن می خواهد…!!!!


موضوعات مرتبط: عاشقانه
[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 10:50 ] [ رضا ] [ ]

گاهی اوقات  برای فرار از تمامی کلیشه ها...


 انقدر بر خلاف جهت حرکت می کنیم


 که خود کلیشه می شویم . . .!!!


موضوعات مرتبط: عاشقانه
[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 10:49 ] [ رضا ] [ ]
با تو بودن از هرچیزی هم مهم تر بود..!


کاش می فهمیدی ...


و حالا ...


بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه،

مهم ترین بحران خاورمیانه است......


و ....


این ادم ها هنوز به خاطر نفت می جنگند.....!!!!


موضوعات مرتبط: عشقولانه
[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 10:49 ] [ رضا ] [ ]

آدم باید بوی اعتماد بده...

عطر های گرون قیمت رو ول کن ،


آدم باید بوی اعتماد بده …


به خودت نگاه کن ...


چقدر به این بو آشنایی؟؟

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 10:47 ] [ رضا ] [ ]

انکار نمی کنم،زندگی خوب است

اینجا همه چیز است

آینه،قرآن،ظرفی آب

تسبیح،شمع،دیوان حافظ

در کنار خوابهای یاسی رنگ!

مرا ببین،نگاه کن مرا

ار حنجره کوچه صدایت کردم

افسوس!

میان باد پیچید،همه فریاد من

نگاه کن مرا، مراببین

در این تنهایی

در پشت فاصله ها

بالهای چشمانم را می بندم

شاید بیایی...

تکرار می کنم، زندگی خوب است...

[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ 20:29 ] [ رضا ] [ ]
پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

 و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

 بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

 همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

 حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

 همه شب;

 پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

 رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

 که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

 و در مجادله ناکوک دل و عشق،

 کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

 تو میدانستی;

 رویای شیرینم، یخیست

 "هایش" کردی

 چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 20:29 ] [ رضا ] [ ]

سالها...

پنهانت کرده بودم

در سبزینه آن گیاهی که در

کالی احساسم روئیده بود

احساسم را کشتم

در هیاهوی نوبری بلوغ

و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم

خواستنم ریشه در ابدیت داشت

سالها...

من ندانستم تو

عشق از " گلشن امروز " میخواهی

و بودن از " خوشه الان " میچینی...

[ شنبه یازدهم خرداد 1392 ] [ 20:27 ] [ رضا ] [ ]

امکان هجرت تو

تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت

من پیشتر،دیده بودم

جرقه محال ماندنت را

در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،

چون ماهی آزاد به جریان آب

نبودنت،

مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند

چقدر سنگین شده اند شانه هایم!

آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 20:26 ] [ رضا ] [ ]
اگر شورم سزا باشد ، اگر دردم دوا باشد / از این بدتر کجا باشد که دوست از دوست جدا باشد

______________________

دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای  / عاشقان کی خانه داند ، دل مگر دیوانه ای ؟

______________________

سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت / سفری که بر نگشتم ، گم شدم توی نگاهت

______________________

زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد

______________________

این اس ام اس از کشور عشق ، شهر مهر ، محله مصفا ، پلاک محبت

طبقه رفاقت ،زنگ صداقت اومده تا بهت بگه دوستت دارم

______________________

شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را

قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را

 

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 16:43 ] [ رضا ] [ ]
هزارمین سیگارم را روشن می کنم ....

پس چرا سکته نمی کنم ؟

نمی دانم ...

حسین پناهی
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 22:34 ] [ رضا ] [ ]
ای تمام زندگی و هستی ام، عشق را با تو تجربه كردم و بدان مروارید زیبای عشقت همیشه در صدف سرخ قلبم جای دارد. بهترینم، به پای همه خوبیهایت برایت خوب بودن، خوب ماندن و خوب دیدن را آرزو می كنم. روز مرد را به تو عزیزترینم تبریك می گویم.
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 22:25 ] [ رضا ] [ ]
کاش بدونی نبودنت، یا تا ابد ندیدنت، بهونه ای نیست برای از یاد بردنت

—————————

زود باش از قلبت یک کپی بگیر، چون می خوام اصلشو بدزدم

—————————

صبح که چشماتو باز می کنی، بدون دیشب یه نفر به شوق دیدن تو چشماشو بسته

—————————
تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد

—————————

در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!

—————————

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند

—————————

زیاد فکر نکن، امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده!

عشق یعنی اینکه وقتی می‌خوای برسونیش، رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک‌ تره!

—————————

قشنگ ترین لحظه هایم را با سخت ترین دقایقت عوض می کنم تا بدانی عاشق ترین پروانه ات بودم و مجنون ترین دیوانه ات هستم.

—————————

کاش قطره ای اشک بودم که در چشمانت متولد می شدم و بر گونه هایت زندگی می کردم و بر لبانت می مُردم تا بدانی چقدر عاشق تو هستم.


موضوعات مرتبط: عاشقانه، عشقولانه
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 23:1 ] [ رضا ] [ ]
همه شب نالم چون نی که غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی
چون کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون می بارم فتادم از پا به ناتوانی
اسیر عشقم چنان که دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای کن که میتوانی
گر ز دل برآرم آهی آتش از دلم خیزد
چون ستاره از مژگانم اشک آتشین ریزد
چون کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون می بارم
نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جوبم
ای شادی جان سرو روان کز بر ما رفتی
از محفل ما چون دل ما سوی کجا رفتی؟
تنها ماندم ، تنها رفتی
چو ن بوی گل به کجا رفتی؟
به کجائی غمگسار من فغان زار من بشنو
بازآ از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو
بازآ بازآ سوی رهی چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی
تنها ماندم ، تنها ماندم.....


موضوعات مرتبط: عشقولانه
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 22:58 ] [ رضا ] [ ]
تحمل کردن زيباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار اسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگی شيرين است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود

اگر قرار باشد روزی به پای تو بميرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سينه ی تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبديل می شود

اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببينم خيال رفتن داری

زنگيم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گير شده ای

اما بدان دوستت دارم

از پشت اين همه فاصله

از پشت اين همه حرف

دوستت دارم

موضوعات مرتبط: عاشقانه
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 22:58 ] [ رضا ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب